مثل آهن شدم انگار
#1
مثل آهن شدم انگار یه تیکه از یه سنگِ سخت


نگام ثابت به دیواره


شب و روز گوشه ی این تخت


دارم می میرم از غصه یه بغضی تو گلوم مونده


یه شب آتیشی از حسرت


همه اشکامو سوزونده


دلم تا لب پُرِ حرفه برای دَر،واسه دیوار


هوای تازه تر می خوام


شبیه عطرِ گندمزار


کاش اینجا بود دوتا دستات نمی تونم بخوابم باز


می سوزه جای قیچی ها


چه شکلی بود پَرِ پرواز


زمین می چرخه تو ذهنم از این سرگیجه بیزارم


تو این دنیای بی وزنی


میونِ وهم و انکارم


نمی دونم چرا اینجا مُسکِن دردمو خورده


یه چیزی گم شده اینجا


که نه زندم نه مُرده


بگیر این وحشتو از.من نمی خوام راهو برگردم


نمی دونم چه سالی بود


که رویاهامو تَر کردم


مثل آهن شدم انگار تو می گی محوِ پروازم


یه پیله می کنم امشب


شاید پروانه شم بازم
پاسخ
سپاس شده توسط: yasaman khanoom


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


تبلیغات متنی