داستان جالب پیرمرد عاشق اهل کالیفرنیا
#1
داستان جالب پیرمرد عاشق اهل کالیفرنیا،پیرمرد به تنهایی وارد رستوران می شود و به عکس زنی که روی میزش می گذارد عاشقانه زل می زند.


عکس زیر، عکس پیرمردی است که به تنهایی در یکی از شعبه های برگرفروشی In-N-Out در کالیفرنیا مشغول غذا خوردن است. این عکس را یکی از مشتریان دیگر رستوران از او گرفته و در حساب توییتریش به اشتراک گذاشته است. عکسی که قلبهای بسیاری را در سرتاسر جهان برده است.

حال این پیرمرد بازنشسته افشا کرده است که عکس زن متعلق به همسر متوفایش است. وی و همسرش تا زمان مرگ زن در پنج سال پیش، پنجاه و پنج سال در کنار هم زندگی کردند.

تا به حال چندین عکس از این مرد در حال غذا خوردن در کنار عکس همسرش منتشر شده است. او به مشتریان کنجکاو گفته است که اولین بار زمانی خود و همسرش هفده سال داشته اند با هم آشنا شده بوده اند.

آنها مدت کوتاهی با هم دوست بودند، تا اینکه با نقل مکان خانوادۀ دختر از کالیفرنیا ارتباطشان با هم قطع شد.

مرد در مدت زمانی که خارج از مرز دوران خدمت خود را می گذراند همواره در یاد زنی که دوست می داشت بود و در پی بازگشت به آمریکا تصمیم گرفت به دنبال عشقش بگردد.

وی ده سال پس از آن را به جستجوی زن گذراند و از برقراری ارتباط با زنان دیگر خودداری می کرد. او جواب دوستانی را که او را "دیوانه" خطاب می کردند اینگونه می داد: "دیوانه هستم. دیوانه وار عاشقم."

[عکس: 36a43cc506.jpg]

در نهایت گذرش به سلمانی ای در کالیفرنیا افتاد که از قضا صاحبش، پدر همان دختری بود که وی سالیان درازی را صرف یافتنش کرده بود.

مشخص شد که زن هم ده سال گذشته را به دنبال او می گشته است. مرد خواستگاری کرد و این دو با هم ازدواج کردند. پس از آن 55 سال را به خوبی و خوشی در کنار هم گذراندند.

این پیرمرد گفته است که از زمان مرگ همسرش در سال 2009، همه جا حداقل عکسی از او را به همراه دارد و حتی قبل از خواب آن را می بوسد. او هنوز هم تولد زن و سالگرد ازدواجشان را جشن می گیرد.

ماجرای پیرمرد زمانی شهره شد که مدینا باشیزادو، از اهالی سانفرانسیسکو عکسی را از او در توییترش منتشر نمود.

این عکس به سرعت توسط هفت هزار نفر به اشتراک گذاشته شد و باعث شد دیگر کسانی که او را در رستورانها می بینند هم از او عکس بگیرند و نقل قول کنند.

از جملۀ این نقل قولها می توان به این موارد اشاره کرد: "من مرد بسیار ثروتمندی بودم. پولدار نبودم، عشق دار بودم."؛ "یک بار هم با زنم دعوا نکردیم، ولی بحث زیاد داشتیم"؛ "هر روز به زنت بگو که عاشقش هستی."

و جملۀ آخر اینکه "آدمها شبیه شمع هستند. هر لحظه ممکن است نسیمی خاموششان کند، پس تا زمانی که هستند از نورشان لذت ببر!"

گردآوری: مجله اینترنتی زیگیل
منبع: فرارو
[عکس: mahak.jpg]
پاسخ
سپاس شده توسط: LeilA ، asma75 ، Ghazal


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان کوتاه اشک پدر LeilA 0 640 01-05-2016، 12:17 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان زیبای راز زندگی LeilA 0 648 01-05-2016، 12:16 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان راه حل ساده برای مشکلات بزرگ LeilA 0 627 12-20-2015، 01:54 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان آموزنده بوی کینه LeilA 0 680 12-14-2015، 12:45 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان کوتاه كشتي‌راني مگس LeilA 0 600 11-29-2015، 01:27 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان جالب پرنده نصیحتگو LeilA 0 629 11-21-2015، 12:51 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان کوتاه و آموزنده LeilA 0 580 11-18-2015، 01:26 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان زیبای مداد و پاک کن LeilA 0 617 11-11-2015، 11:41 PM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان آموزنده و جالب : “نمیتونم ها .. خدا حافظ” R_Miss 0 647 11-04-2015، 07:36 PM
آخرین ارسال: R_Miss
  داستان کوتاه عجایب هفتگانه LeilA 1 647 11-02-2015، 03:51 AM
آخرین ارسال: Navid

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


تبلیغات متنی