داستان پندآموز قربانی برای معبد
#1
داستان پندآموز قربانی برای معبد بچه ای نزد شیوانا رفت (در تاریخ مشرق زمین شیوانا کشاورزی بود که او را استاد عشق و معرفت ودانایی می دانستند)


و گفت: مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد خواهر کوچکم را قربانی کند.

لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید. شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته

و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد.

جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودند و کاهن معبد نیز با غرور و خونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.

شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را درآغوش می گیرد و می بوسد.

اما در عین حال می خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد.

شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند.

زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کند، تا بت اعظم او را ببخشد

و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد. شیوانا تبسمی کرد و گفت: اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست.

چون تصمیم به هلاکتش گرفته ای. عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنینت را بکشی.

بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگیت را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی.

هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطرسرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد!

زن اندکی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت

و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید.

اما هیچ اثری از کاهن معبد نبود! می گویند: از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید!

جمله روز: هیچ چیز ویران گرتر از این نیست كه متوجه شویم كسی كه به آن اعتماد داشته ایم عمری فریب مان داده است...

گردآوری: مجله اینترنتی زیگیل
منبع: پیچک
[عکس: mahak.jpg]
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان کوتاه اشک پدر LeilA 0 640 01-05-2016، 12:17 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان زیبای راز زندگی LeilA 0 648 01-05-2016، 12:16 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان راه حل ساده برای مشکلات بزرگ LeilA 0 627 12-20-2015، 01:54 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان آموزنده بوی کینه LeilA 0 680 12-14-2015، 12:45 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان کوتاه كشتي‌راني مگس LeilA 0 600 11-29-2015، 01:27 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان جالب پرنده نصیحتگو LeilA 0 629 11-21-2015، 12:51 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان کوتاه و آموزنده LeilA 0 580 11-18-2015، 01:26 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان زیبای مداد و پاک کن LeilA 0 617 11-11-2015، 11:41 PM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان آموزنده و جالب : “نمیتونم ها .. خدا حافظ” R_Miss 0 647 11-04-2015، 07:36 PM
آخرین ارسال: R_Miss
  داستان کوتاه عجایب هفتگانه LeilA 1 647 11-02-2015، 03:51 AM
آخرین ارسال: Navid

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


تبلیغات متنی