نکات روان‌ شناختی مهم در مسیر موفقیت
#1
[عکس: leadership-training-path-to-success.jpg]
قانون جذب تأکید می‌ کند برای داشتن افکار مثبت، از تصویرسازی ذهنی خلاقانه استفاده کنیم تا کمک مان کند همان چیزی را به نمایش بگذاریم که می‌ خواهیم. با این حال، یقیناً به کار بردن فنون بیشتری که می‌ تواند شانس موفقیت را بیشتر کند ضرری ندارد. در این مقاله ۷ فن روان‌ شناختی هوشمندانه و مؤثر آمده‌ است که با استفاده از مفاهیم ضمنی، زبان بدن، و هنجارهای اجتماعی، احتمال رسیدن به اهداف‌ مان را افزایش می‌ دهد.
۱- برقرار ارتباط با دیگران
[عکس: B2B-Communication.jpg]
وقتی سعی می‌ کنیم دوستان جدید پیدا کنیم یا در یک محیط کاری جدید بیشتر احساس راحتی کنیم، ممکن است چند مانع رایج زندگی را سخت کند. اول از همه، وقتی با گروهی سر و کار داریم که از قبل پایه‌ گذاری شده‌ است، دانستن اینکه چه‌ وقت خودمان را معرفی کنیم یا به یک گفت‌ و گو ملحق شویم می‌ تواند سخت باشد. این بار که با خودمان فکر کردیم آیا از حضور من استقبال می‌ شود یا نه، به پاهای اعضای گروه نگاه کنیم. به‌ ویژه، اگر وقتی به آدم‌ ها نزدیک شدیم بدن‌ شان را به سوی ما چرخاندند، بهترین کار این است که مؤدبانه آنجا را ترک کنیم، چون این حرکت نشانه‌ ی این است که آنها درباره‌ ی موضوعی خصوصی یا حساس صحبت می‌ کنند و نمی‌ خواهند کسی وارد آن گفت‌ و گو شود. در مقابل، آدم‌ هایی که علاوه بر بدن، پاهای‌ شان را نیز می‌ چرخانند، به ما علامت می‌ دهند که می‌ توانیم راحت باشیم و آزادانه به گفت‌ و گوی‌ شان ملحق شویم. در ضمن، اگر می‌ خواهیم با کسی که خجالتی به نظر می‌ رسد بیشتر آشنا شویم سعی کنیم در وقفه‌ های سکوت ارتباط چشمی را حفظ کنیم. با نگه‌ داشتن نگاه خیره‌ ی آن فرد، به او می‌ گوییم که می‌ خواهیم بیشتر صحبت کند، اما به نحوی این کار را می‌ کنیم که کمتر از پرسیدن سؤال‌ های متعدد ترس‌ آور است. هم‌ چنین، اگر فردی اطلاعات لازم را به ما نمی‌ دهد، می‌ توانیم از این شگرد خاص استفاده کنیم، چون این شگرد عموماً روی میزان چیزهایی که می‌ خواهند بگویند اعمال نفوذ قدرتمندی می‌ کند.
۲- کاهش کشمکش
پژوهش‌ های بسیار جالب درباره‌ ی کشمکش و اختلاف نشان می‌ دهد تنها عوض کردن محل قرارگیری‌ مان در یک اتاق می‌ تواند به آرام کردن طرف صحبت‌ مان کمک کند و یک مشاجره‌ ی داغ را خاتمه دهد. اگر حس می‌ کنیم بین ما و فردی دیگر فضای ناراحت‌ کننده‌ ای ایجاد شده‌ است و می‌ دانیم به نفعمان است از مشاجره خودداری کنیم، بهانه‌ ای پیدا کنیم تا به صندلی کنار آن فرد برویم. به نظر می‌ رسد به دلایلی که هنوز مشخص نیست، نشستن کنار فرد در موقعیت‌ های اجتماعی تنش را خاتمه می‌ دهد.
۳- ایجاد ذهنیتی مثبت
اگر صبح از خواب برخیزیم و احساس کنیم خسته، بدخلق، یا پریشان و غمگین هستیم، ممکن است ایجاد چارچوب ذهنی مثبت برایمان سخت باشد. وقتی با روحیه‌ ی بد از خواب برمی‌ خیزیم، برای اجتناب از خراب شدن تمام روزمان، سعی کنیم خودمان را عادت بدهیم که هر بار زنگ ساعتمان قطع می‌ شود واکنشی مثبت نشان دهیم. بعضی آدم‌ ها یک تصدیق مثبت را(مثل “امروز قرار است روز فوق‌ العاده‌ ای باشد! “) فریاد می‌ زنند در حالیکه دیگران مشت‌ شان را به هوا می‌ برند و شادی می‌ کنند. ما می‌ توانیم مجموعه‌ ای از آداب صبحگاهی مختلف را امتحان کنیم و ببینیم کدامیک ما را برای روز پیش به هیجان می‌ آورد. به علاوه، اگر وسط روز متوجه شدیم روحیه‌ ی مثبت‌ مان در حال از بین رفتن است و بهره‌ وری برایمان غیرممکن شده‌ است، ایجاد تغییر در محیط‌ مان را در نظر داشته‌ باشیم. پژوهش‌ ها نشان می‌ دهند محیط‌ های تمیز و مرتب باعث می‌ شود کارمندان شادتر باشند، بیشتر تلاش کنند و نتایج بهتری به‌ دست بدهند. تمیز کردن میزمان و مرتب کردن کاغذهای به هم ریخته می‌ تواند به‌ طور شگفت‌ انگیزی برای ایجاد نگرش مثبت و بازنشانی توانایی تمرکزمان خوب باشد.
۴- اشاعه‌ ی مثبت‌ اندیشی در زندگی
[عکس: 081312_Positive_Thinking_1725x810-PAN_19582.jpg]
اگر می‌ خواهیم روشی سریع پیدا کنیم تا به آدم‌ ها حس خوبی بدهیم، می‌ توانیم مهارت‌ های گوش کردن فعالانه را تمرین کنیم. از همه مهمتر، می‌ توانیم چیزی را که یک فرد می‌ گوید با بیانی دیگر تکرار کنیم، و محتوای گفته‌ شان را به نحوی بازتاب دهیم که تائید و تصدیق را در کلاممان بیابد. مثلاً، اگر به دنبال این هستیم که حال یک دوست را، بعد از اینکه به سختی از نامزدش جدا شده‌ است، بهتر کنیم، و آن فرد درباره‌ ی این صحبت می‌ کند که چرا فکر می‌ کند این جدایی به نفع او است، آنچه را گفته است با عباراتی دیگر بیان کنیم و از این طریق این پیام را به او منتقل کنیم که چشم‌ اندازش را تائید می‌ کنیم. این نوع رویکرد خیلی مؤثرتر از این است که فقط به فرد بگویید حق با او است، و ثابت می‌ کند ما با دقت گوش می‌ کنیم.
۵- در مصاحبه‌ ها خوب عمل کنیم
حتی افرادی که بیشترین اعتماد به‌ نفس را دارند، از فکر حضور در یک مصاحبه‌ ی کاری دچار تهوع و اضطراب می‌ شوند. برای اینکه بر نکوهشگر درونمان غلبه کنیم و پروانه‌ های عصبی درونمان را آرام کنیم، خودمان را عادت دهیم قبل از مصاحبه آدامس در دسترس‌ مان داشته‌ باشیم. هرچند این توصیه در ابتدا احمقانه به نظر می‌ رسد، اما واقعاً مغزمان را فریب می‌ دهد که باور کند در محیطی امن هستیم(که منجر به کاهش هورمون استرس می‌ شود). بدن مان آموزش دیده‌ است که تمایل به خوردن را به عنوان نشانه‌ ای تفسیر کند که در خطر نیستیم، بنابراین باید به‌ تدریج احساس کنیم ضربان قلب‌ مان کند می‌ شود و قطرات عرق کم کم خشک می‌ شود. وقتی واقعاً در مصاحبه‌ مان هستیم، وقت آن است فنون روان‌ شناختی‌ ای را به کار ببریم که کمک می‌ کند دیگران را به واکنش مثبت وا داریم. یکی از ساده‌ ترین شگردها که باید به یاد داشته‌ باشیم این است که وقتی چیزی می‌ گوییم می‌ خواهیم هیات مصاحبه‌ کننده باور کند، به سادگی سرمان را تکان دهیم. از آنجا که آدم‌ ها اغلب زبان بدن هم‌ صحبت‌ شان را عیناً تقلید می‌ کنند، اعضای هیات مصاحبه هم سر تکان خواهند داد، و مغزشان این سر تکان دادن را به عنوان نشانه‌ ای تفسیر می‌ کند که خالصانه با ما موافق هستند.
۶- درک روابط درونی گروه
وقتی نیاز داریم بفهمیم کدام اعضای گروه نزدیک و صمیمی هستند، وقتی گروه از چیزی خوشحال است اعضا را رصد کنیم. وقتی یک جوک یا داستان جالب گفته می‌ شود، آدم‌ ها به‌ طور طبیعی به سوی کسی نگاه می‌ کنند که بهترین پیوند را با او دارند. گرفتن این اطلاعات می‌ تواند کمک مان کند جذابیت‌ های احساسی احتمالی و نیز دوستی‌ ها را ببینیم.
۷- کمک گرفتن
در نهایت، اگر برای کامل کردن یک وظیفه در محل کار یا در خانه به کمک نیاز داریم، از کسی نخواهیم آن وظیفه را مستقیماً برایمان انجام دهد. هرچند ممکن است با باورهایمان در تناقض باشد، اما واقعاً اگر اول از آدم‌ ها بخواهیم کارهای آسانتر انجام بدهند، بعد از آن بیشتر احتمال دارد به انجام یک کار مهم رضایت بدهند. مثلاً، می‌ توانیم اول از همکارمان بخواهیم چند نوشت‌ افزار برایمان پیدا کند، و بعد وقتی کار آسانتر انجام شد، از او بخواهیم یک لطف سخت تر به ما بکند.
پاسخ
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


تبلیغات متنی