چرا...؟!نباشم 1
#1
Heart 
بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم

کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد

آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتــــــ ـی

آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد

هـیـــــچ نـگـویـد .

هـیـــــچ نـپـرسـد .

فـقـــــط مـرا در آغـوش بـگـیـرد

بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم

تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را

روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد

روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد

روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـی گـیـرد

روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی شود
به قول فروغ :

شهامت ميخواهد سرد باشي و گرم بخندي . . .
آنقدر از حادثه پرم که وقتي به خانه ميرسم 
تلويزيون لم ميدهد روي کاناپه تا مرا تماشا کند.
پاسخ
سپاس شده توسط: ✔ ϻ д ḧ ḋ I ¥ ε ✔


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


تبلیغات متنی