داستان بسیار زیبای پل
#1
شخصی به نام پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود

شب عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زند و آن راتحسین می کرد

پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید : این ماشین مال شماست آقا؟

پل سرش را به علامت تائید تکان داد و گفت : برادرم به عنوان عیدی به من داده است

پسر متعجب شد وگفت : منظورتان این است که برادرتان این ماشین را همین جوری  به شما داده است؟

اخ جون ” ای کاش…؟

البته پل کاملا واقف بود که پسر چه آرزویی می خواهد بکند او می خواست آرزو کند که ای کاش او هم یک همچون برادری داشت

اما آنچه که پسر گفت : سر تا پای وجود پل را به لرزه در آورد

ای کاش من هم یک همچین برادری بودم پل مات و مبهوت به پسر نگاه کرد و سپس با یک انگیزه آنی گفت  : دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟

اوه بله دوست دارم .. تازه راه افتاده بودند که پسر به طرف پل برگشت و با چشمانی که از خوشحالی برق می زد گفت : آقا می شه خواهش کنم که بری به طرف خونه ما؟

پل لبخند زد او خوب فهمید که پسر چه می خواهد بگوید او می خواست به همسایگانش نشان دهد که توی چه ماشین بزرگ و شیکی به خانه برگشته است

اما پل باز هم در اشتباه بود… پسر گفت : بی زحمت اونجایی که دوتا پله داره نگهدارید

پسر از پله ها بالا دوید چیزی نگذشت که پل صدای برگشتن او را شنید

اما دیگر تند وتیز بر نمی گشت او برادر کوچک فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل کرده بود سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره کرد

اوناهاش جیمی می بینی؟

درست همون طوریه که طبقه بالا برات تعریف کردم برادرش عیدی بهش داده و دیناری بابتش پرداخت نکرده یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد … اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو همان طوری که همیشه برات شرح میدم ببینی

پل در حالی که اشک های گوشه چشمش را پاک می کرد از ماشین پیاده شد و پسر بچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند برادر بزرگتر با چشمانی براق و درخشان کنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند
سپاس شده توسط: saeid ، groboz ، Ghazal


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  حکایت زیبای حضرت یوسف و دوست دوران کودکی اش LeilA 0 465 01-06-2016، 05:01 PM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان کوتاه اشک پدر LeilA 0 460 01-05-2016، 12:17 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان زیبای راز زندگی LeilA 0 471 01-05-2016، 12:16 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان راه حل ساده برای مشکلات بزرگ LeilA 0 469 12-20-2015، 01:54 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان آموزنده بوی کینه LeilA 0 504 12-14-2015، 12:45 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان کوتاه كشتي‌راني مگس LeilA 0 418 11-29-2015، 01:27 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان جالب پرنده نصیحتگو LeilA 0 453 11-21-2015، 12:51 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان کوتاه و آموزنده LeilA 0 431 11-18-2015، 01:26 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان زیبای مداد و پاک کن LeilA 0 440 11-11-2015، 11:41 PM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان آموزنده و جالب : “نمیتونم ها .. خدا حافظ” R_Miss 0 459 11-04-2015، 07:36 PM
آخرین ارسال: R_Miss

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


تبلیغات متنی