دخترباران(زیباست )
#1
کاش به آن زمان باز میگشتم که شکستن مدادم تنها غم زندگیم بود...کاش بازمیگشتم به آن لحظه که مادرم پیراهن قرمز رنگم را بر تنم میپوشاند...
کاش به آن زمان بازمیگشتم که اطرافیانم عشقشان خالصانه بود...
کاش میدانستم که این دنیا این گونه مرا بازی میدهد...
کاش میدانستم که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است...
کاش میدانستم...که حداقل هم چون سنگ می آمدم...
حال که آمدم...کاش نمی دانستم اطرافم چه ها میگذرد...
خدایا!
تورا ازاین بازی چه سود؟!
من میمانم و میسازم و روزی بازخواهم گشت...تا آن روز رهایم مکن...
نمیدانم هستی یا نه!
اما هم اکنون به بودنت نیازمندم پس بمان و رهایم مکن...
♥♥ خسته شدم خسته ولی باتمام وجودم خدایم
راصدامیزنم چراکه به یاریم برسد.آخه خودش گفته اگ
نتونستی دیگ ادامه بدی فقط منوصداکن
من میایم
.خدایابیاکه دگرنمیتوانم. فقط بیا♥♥
پاسخ
سپاس شده توسط: لیلا020


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  چه زیباست دوست داشتن اگر............. سعید. 0 388 09-20-2014، 09:07 AM
آخرین ارسال: سعید.

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


تبلیغات متنی