داستان ديوانگی و عشق
#1
داستان ديوانگی و عشق
 
[عکس: 536shte51pbxyw91e30v.jpg]
 
زمان های قديم٬ وقتی هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود.
 فضيلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.
ذکاوت گفت بياييد بازی کنيم. مثل قايم باشک!
ديوانگی فرياد زد: آره قبوله من چشم می زارم!
چون کسی نمی خواست دنبال ديوانگی بگردد٬‌ همه قبول کردند.
ديوانگی چشم هايش را بست و شروع به شمردن کرد: يک٬ ... دو٬ ... سه٬ ... !
همه به دنبال جايی بودند که قايم بشوند.
نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد.
خيانت خودش را داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد.
اصالت به ميان ابر ها رفت.
هوس به مرکز زمين راه افتاد.
دروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت٬ به اعماق دريا رفت.
طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت.
حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق.
آرام آرام همه قايم شده بودند و
ديوانگی همچنان می شمرد: هفتادو سه٬ هفتادو چهار٬ ...
اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود.
تعجبی هم ندارد. قايم کردن عشق خيلی سخت است.
ديوانگی داشت به عدد ۱۰۰ نزديک می شد٬
که عشق رفت وسط يک دسته گل رز آرام نشت.
ديوانگی فرياد زد: دارم ميام. دارم ميام ...
همان اول کار تنبلی را ديد.
 تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود.
بعد هم نظافت را يافت.
 خلاصه نوبت به ديگران رسيد. اما از عشق خبری نبود.
ديوانگی ديگر خسته شده بود که حسادت حسوديش گرفت
 و آرام در گوش او گفت:
عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است.
ديوانگی با هيجان زيادی يک شاخه گل از درخت کند
و آن را با تمام قدرت داخل گل های رز فرو برد.
صدای ناله ای بلند شد.
عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد٬
دست هايش را جلوی صورتش گرفته
 بود و از بين انگشتانش خون می ريخت.
شاخهء درخت٬ چشمان عشق را کور کرده بود.
ديوانگی که خيلی ترسيده بود با شرمندگی گفت
حالا من چی کار کنم؟ چگونه می توانم جبران کنم؟
عشق جواب داد: مهم نيست دوست من٬
تو ديگه نميتونی کاری بکنی٬ فقط ازت
 خواهش می کنم از اين به بعد يار من باش.
همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم.
و از همان روز تا هميشه عشق و ديوانگی
 همراه يکديگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند ...
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان زیبای نشانه عشق LeilA 0 440 12-14-2015، 12:49 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان آوا و پسر سرطانی بهار1995 0 698 03-01-2015، 01:05 PM
آخرین ارسال: بهار1995
  داستان عاشقانه LeilA 0 575 02-06-2015، 01:55 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان زیبا شب عروسی S_R1370 1 787 12-31-2014، 11:44 AM
آخرین ارسال: بهار1995
Thumbs Down داستان عاشقانه ببر و محبت LeilA 0 541 12-14-2014، 12:29 PM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان ....شایدعاشقانه sepideh66 0 707 08-26-2014، 09:24 AM
آخرین ارسال: sepideh66
  داستان فوق العاده زیبای پروانه (از دست ندین) LeilA 0 652 08-24-2014، 04:11 PM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان های کوتاه باحال+عاشقانه جالب+غم انگیز(تکراری نیست..............) nastaran 0 800 07-12-2014، 10:06 AM
آخرین ارسال: nastaran
  داستان عاشقانه( مرا بغل کن) LeilA 0 884 05-09-2014، 02:24 AM
آخرین ارسال: LeilA
Thumbs Up داستان عشقولانه و غمناک اثبات عشق LeilA 0 869 04-25-2014، 05:34 PM
آخرین ارسال: LeilA

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


تبلیغات متنی