داستان کوتاه دانه های قهوه
#1
زن جوانی پیش مادر خود می‌رود و از مشکلات زندگی خود برای او می‌گوید و اینکه او از تلاش و جنگ مداوم برای حل مشکلاتش خسته شده است.
مادرش او را به آشپزخانه برد و بدون آنکه چیزی بگوید سه تا کتری را آب کرد و گذاشت که بجوشد. سپس توی اولی هویج ریخت در دومی تخم مرغ و در سومی دانه های قهوه. بعد از بیست دقیقه که آب کاملاً جوشیده بود گازها را خاموش کرد و اول هویج را در ظرفی گذاشت، سپس تخم مرغ‌ها را هم در ظرفی گذاشت و قهوه را هم در ظرفی ریخت و جلوی دخترش گذاشت. سپس از دخترش پرسید که چه می‌بینی؟
 او پاسخ داد : هویج، تخم مرغ، قهوه. مادر از او خواست که هویج‌ها را لمس کند و بگوید که چگونه‌اند؟ او این کار را کرد و گفت نرمند. بعد از او خواست تخم مرغ‌ها را بشکند، بعد از این که پوسته آن را جدا کرد، تخم مرغ سفت شده را دید و در آخر از او خواست که قهوه را بچشد.
دختر از مادرش پرسید مفهوم این‌ها چیست؟
مادر به او پاسخ داد: هر سه این مواد در شرایط سخت و یکسان بوده‌اند، آب جوشان، اما هرکدام عکس‌العمل متفاوتی نشان داده‌اند. هویج در ابتدا بسیار سخت و محکم به نظر می‌آمد اما وقتی در آب جوشان قرار گرفت به راحتی نرم و ضعیف شد. تخم مرغ که در ابتدا شکننده بود و پوسته بیرونی آن از مایع درونی آن محافظت می‌کرد، وقتی در آب جوش قرار گرفت مایه درونی آن سفت و محکم شد. دانه های قهوه که یکتا بودند، بعد از قرار گرفتن در آب جوشان، آب را تغییر دادند.
مادر از دخترش پرسید: تو کدامیک از این مواد هستی؟ وقتی شرایط بد و سختی پیش می‌آید تو چگونه عمل می‌کنی؟ تو هویج، تخم مرغ یا دانه های قهوه هستی؟
به این فکر کن که من چه هستم؟ آیا من هویج هستم که به نظر محکم می‌آیم، اما در سختی‌ها خم می‌شوم و مقاومت خود را از دست می‌دهم؟ آیا من تخم مرغ هستم که با یک قلب نرم شروع می‌کند اما با حرارت محکم می‌شود؟
یا من دانه قهوه هستم که آب داغ را تغییر داد؟ وقتی آب داغ شد آن دانه بوی خوش و طعم دل پذیری را آزاد کرد. اگر تو مانند دانه های قهوه باشی هر چه شرایط بدتر می‌شود تو بهتر می‌شوی و شرایط را به نفع خودت تغییر می‌دهی.
آنچه مرا نکشد، مرا قوی تر خواهد ساخت و من شرایط سخت را به نفع خود تغییر می دهم
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان کوتاه اشک پدر LeilA 0 497 01-05-2016، 12:17 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان زیبای راز زندگی LeilA 0 517 01-05-2016، 12:16 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان راه حل ساده برای مشکلات بزرگ LeilA 0 503 12-20-2015، 01:54 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان آموزنده بوی کینه LeilA 0 548 12-14-2015، 12:45 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان کوتاه كشتي‌راني مگس LeilA 0 466 11-29-2015، 01:27 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان جالب پرنده نصیحتگو LeilA 0 497 11-21-2015، 12:51 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان کوتاه و آموزنده LeilA 0 465 11-18-2015، 01:26 AM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان زیبای مداد و پاک کن LeilA 0 493 11-11-2015، 11:41 PM
آخرین ارسال: LeilA
  داستان آموزنده و جالب : “نمیتونم ها .. خدا حافظ” R_Miss 0 505 11-04-2015، 07:36 PM
آخرین ارسال: R_Miss
  داستان کوتاه عجایب هفتگانه LeilA 1 502 11-02-2015، 03:51 AM
آخرین ارسال: Navid

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


تبلیغات متنی